زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد......

صدای سکوتــــــــــــ

زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد......

صدای سکوتــــــــــــ

++ من کفر نمی گویم

++ من کفر نمی گویم

فقط می ترسم !

تو باشی نمی ترسی؟

وقتی اجابت هیچ دعایی را به چشمانت نبینی ؟!

اموال

+ گفته بودی من مال توام... بیا اموالت را ببر! بر دوشم سنگینی میکند بار این امانت!!

دلشوره مرا نداشته باش !

دلشوره مرا نداشته باش !

اینجا هم اتاقی من حسرت توست ،

رنج میخورم ، اشک مینوشم ،

من خوبم ! میدانم با حسرتت چگونه تا کنم ،

فقط برای من بنویس :

" هنوز هم لبخند میزنی؟ "

 

پیر شدم..

++ باز هم دیدمش نه اینکه بغض کنم! نه!فقط از درون هزار سال " پیر" شدم.


+ گفتی لب تر کن تا دنیارا به پایت بریزم حالا چشم تر کرده ام میایی؟؟

مرگ می‌دهی؟

++ حالم اصلا خوب نیست یک مسکن قوی می‌خواهم بدون تجویز روزگار هم ... مرگ می‌دهی؟!





دلم ذره ای مردن

دلم ذره ای مردن میخواهد !

 فقط میخواهم بدانم من اگر نباشم

تمام مشکلات حل میشود ؟؟!!

میخواهد !

 فقط میخواهم بدانم من اگر نباشم

تمام مشکلات حل میشود ؟؟!!

غرق شدم یا..

نمی‌دانم !

من در دوست‌داشتنت غرق شده‌ام ...؟

یا دوست‌داشتنت در من ...؟

هرچه هست جداییشان / درست بر عکس من و تو 

خیلی سخت است!

زاده تـنـهایـیـم

++ هـی تـو !!!!مـن کـه زاده تـنـهایـیـم ، خـدا تـو را بـرای او نـگـه دارد!!

تسکین...

بهانه می آورم که سردردم

تو نمی فهمی !!

یک لیوان آب و یک استامینوفن

که نمی تواند دلتنگیم را تسکین دهد ...

 

++ زیر سر تو است گریه هایم

بیدار شو

میخواهم بروم...

بی هنر

++ فراموش کـردن تـــو هنر میخواهد
و مـــن
بی هنرترین انسان عالمم . .

برایم کــَـف زدند

 برایم کــَـف زدند

در آغوشـَـم گرفتند

تایید و تشویقــَـم کردند .. که آخــر فرامــ.ــوشت کــردم

دیگر تا ابـ.َـد بر لـَـبانم لبخنــدی تــَـصنعـی مهمـان است

اما بیــن ِ خــودمـان باشــد ، هنــوز تنهــ.ــا دلـبـَـرکــَـم تــ…ُــو هسـتــی

خالی...

++ حس میکنم دنیا خالیست مگر تو چند نفر بودی؟

ردپا..

++ رد پای رفتنت زیر چشمهایم خودنمایی میکند!



++ دروغ چرا؟بعد از " تو" هیچ چیز قصد گذشتن ندارد،

زمان جای خود دارد!

" خداحافظی ات "

" خداحافظی ات "

عجب خرابه ای به بار آورده!

نگاه کن ...

مدت هاست در تلاشند

مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند!

احساسات دست نخورده.....

ساعت خانه ام روی زمان رفتنت ایستاده ،

از آن روز به بعد زمان را همینجا نگه داشته ام

 برگرد... نترس آب از آب تکان نخورده

 احساسم هنوز دست نخورده باقی مانده

فقط سازشت را زیاد کن با موهای سپیدم


 ++ تو هروقت دلت خواست برگرد اینجا هرگز پشت سر تو پلی خراب نمیشود.

ارام ارام..

++ آرامم... آرامشم این روزها مدیون همین انتظاریست که دیگر از کسی ندارم

اقای دیوار

+ عمرم رفت ،موهایم سفید شد،کمرم شکست بی خیال...تو خوبی آقای دیوار ؟!

هرکس...

++ هر کس از این دنیا چیزی برداشت؛من از این دنیا دست برداشتـــم...


این جماعت می گفتند اشکهایت را

خرج رفتنش نکن...

راست می گفتند

بی من

تو مفت هم نمی ارزی...


++ خوش‌بین نیستم! ولی این بغض خوش خیم‌ است وقتی خفه‌ام نمی‌کند!

گمان

من گمان میکردم

رفتنت ممکن نیست

رفتنت ممکن شد!!

 باورش ممکن نیست...

روزی.......

روزی ...
جای ...
عشقی بود ...
امروز ...
جای ...
قلبی نیست .............

ادامه بده

سکوتت را ادامه بده
من ...
حرفایت را از نگاهت میچینم ...
فقط
یک نگاه کافی است

گنجشکها..

مادر بزرگ وقتی مرد، گنجشکها را...
به یتیم خانه بردند...

کدامین گناه..

چرا .... به کدامین گناه .....ی شود مادیگر ؟ ....

تو برای چه ...؟ ....تو دیگر چرا .....؟

مگر من چقدر تاب و توان دارم ..... مگر بی تو هم می شود ماند دیگر ...؟

چه باید کرد ....

تمام دیشب را گریسته ام ......

دیگر هیچ امیدی برای شروع ندارم ....

دیگر شروعی نمی ماند که بی تو همه اش تمام است و پایان ....

دلم درد دارد .....

    دلم پر  از درد است ......

       کسی که نیست مرا یاری دهد .....

     کسی که نیست ژناه چشمهایم باشد ....

           چه می توان کرد ....؟ کجا می توان رفت .....؟

                     بی تو تا کجا تا کی قدم می توان بر داشت ...؟

آخ دلم .... دلم ... دلم ....

      دلم را به دار کشیده ای تو ....

              دلم را زخم زده ای تو ..... زخمی کرده ای تو ....

    بگو چه کنم ....

نــــامــــردهــــا …

نــــامــــردهــــا …

” چـــــند بُـغــض ؟ ” بـه یــک گــــلو …!؟

پارسال زیر باران..

پارسال زیر باران، با او راه می رفتم ...

امّا...

امسال، راه رفتنش را با دیگری، زیر باران اشکهایم دیدم...

شاید باران پارسال، اشکهای شخصی دیگر بود!!!

سخت ساده.

ساده ی ساده ...


از دست می روند ..!


همه ی آن چیز ها که .....


سخت سخت ... به دست آمدند !..

نگران دلتنگی هایم نباش

 

اینجا اگر سیل هم بیاید هیچ سکوتی شکسته نمی شود

و هیچ بغضی،در فریاد نمی ترکد

اینجا به ظاهر آرام است و هیچ تلاطمی رودخانه را به هم نمی ریزد

و هیچ صدایی گوش را نمی آزارد

پس

بیا و کنارم بنشین بی آنکه نگران دلتنگی هایم باشی

خداحافظ

                        

                       

        دیدی که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!! 
         دیدی صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !!
         این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند…
            فرقی نمی کند با مــــــن …بدون مــــــن…
          دیــــــروز گر چه ســـــــخت امروزم هم گذشت …!!!
         طوری نمی شود فردا بدون مــــــن !!! هه

به همین سادگی !!

امشب آرام نشستم...

زل زدم به دیوار...

غرق شدم تو یه سری فکـــر...

شایدم رویـــا نمی دونم ...

تا به خودم اومدم دیدم صورتم خیس شده ....

به همین سادگی !!!

آن سوی دلتنگی ها.

آن سوی دلتنگی ها. آن سوی دلتنگی ها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران همه نداشتن هاست.

اگر می فهمیدی ..

شاید آرام تــر می شدم
فقــط و فقـــط…
اگر می فهمیدی ،
حرفهایم به همین راحتــــی که می خوانی
نوشته نشده اند !!!

دلم میخواست..

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم…

نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم…

برای اینکه نگذارم آنها بیایند…

عجب دنیاییست..

دنیای عجیبی شده است . . .

برای دروغ هایمان ،

خدا را قسم میخوریم ،

و به حرف راست که میرسیم ؛

می شود جان ِ تــو…

بعضی..

بعضی آدمهــــــابعضی آدمهــــــا یهـو میــان . . . ! یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن . . . ! یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت . . . ! یهـو میشن دلیـل خنــــــده هات . . . ! یهـو میشن دلیل نفس کشیــــدنت . . . ! ... بـعــــد همینجـوری یهـو میــــــرن . . . ! یهـو گنـــــــــــد میـزنن بـه آرزوهــــات . . . ! یهـو میشن دلیل همــــــــه ی غصــه هات و همـــــــه ی اشکات . . . ! یهـو میشن سبب بالا نیـــومدن نفسـت . . . !

نگـــــــــــــــــــاهت

در نگـــــــــــــــــــاهت
چیزیــــــــست که نمیدانــــــــــــــــــــــم چیست !
مـــــــــــثل آرامــــــــش بــــــــــعد از یـــــــــــــــک غم
مــــــثل پیـــــــــــدا شدن یـــــــــک لبـــــخنــــد
مــــــــــثل بوی نـــــــــــم بعد از بــــــــاران
در نگـــــــــــــاهت چیزیــــــــــــست که نمیـــــــدانم چیست !
مــن به آن محتاجم

لعنـــت ...

لعنـــت ...

بـــه همـــه قانونهـــای دنیـــا ...

کـــه در آن ,

شکســـتن دل ;

پیگـــرد قانونـــی نـــدارد ....................!

تنهایی من

قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق
عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.
چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!
که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی 
و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی
و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی
و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری…

از تو دلگیرم

دلم میخواد ببینمت بازم بخندی تو نگام
آخه فقط تو میدونی از زنده بودن چی میخوام

دلم بهم میگفت تورو میشه یه جور دیگه خواست
آخه فقط قلب توئه که با من اینقدر سر به راست

از تو دلگیرم که نیستی کنارم .. من دارم می‌میرم تو کجایی من باز بی قرارم
میدونی جز تو کسی رو ندارم .. باورم نمیشه اینقدر آسون رفتی از کنارم

دیگه باورم شده ندارمت

این سکوت و این هوا و این اتاق .. شب به شب به خاطرم میاردت
توی این خونه هنوزم یه نفر ..  نمیخواد باور کنه نداردت 

نمیخواد باور کنه تو این اتاق .. دیگه ما با هم نفس نمیکشیم
زیر لب یه عمر میگه با خودش .. ما که از همدیگه دست نمیکشیم 

چی عشق میشه؟

کدوم خواستن کدوم جنون کدوم عشق .. شاید خیلی از این حرفا دروغه تا وقتی باهمیم از عشق میگیم .. نباشیم قولمون حتا دروغه از این عشقایی که زنجیر میشه .. هوس‌هایی که دامن‌گیر میشه می‌ترسم چون دلم بی‌اعتماده .. به احساسی که بی‌تأثیر میشه

چی عشق میشه؟

کدوم خواستن کدوم جنون کدوم عشق .. شاید خیلی از این حرفا دروغه تا وقتی باهمیم از عشق میگیم .. نباشیم قولمون حتا دروغه از این عشقایی که زنجیر میشه .. هوس‌هایی که دامن‌گیر میشه می‌ترسم چون دلم بی‌اعتماده .. به احساسی که بی‌تأثیر میشه

جرم عاشق

جرم من عاشق شدن

حرف من دوست داشتن تو

آن وقت که چکش قاضی به صدا در می آید نگاه من به تو که همه ی زندگی منی

به تو که دوست دارم

وکیل مدافع می گه چرا عاشق شدی اما نمی دونه که کار من عاشق شدن نیست

کار دل عاشقی

من را محکوم کردن به اعدام

محکومم کردن چون تو من را دوست نداشتی طناب دار را دور گردنم می ندازند

حالا دیگه ۱ ۲ ۳ را می گن

و من فقط از تو یک سوال دارم چرا من را دوست نداشتی؟

«نامه ای از خدا»

من خدا هستم، امروز میخوام تمام مشکلاتتو حل کنم، یادت باشه که من نیازی به کمک تو ندارم، اگه در زندگی در شرایطی قرار گرفتی که هیچ کاری از دستت بر نمیاد، تلاش نکن که این شرایطو از بین ببری، با مهربونی مشکلت رو درون جعبه ای قرار بده، به نام مخصوص خدا، مطمئن باش که بالاخره مشکلتو حل میکنم، اما نه در وقتی که تو میخواهی، بلکه در زمانیکه خودم صلاح میدونم، پس از اینکه مشکلتو در درون این جعبه قرار دادی، دیگه نگران هیچی نباش، اون وقت خودتو مشغول کارهای لذت بخش و شادی آور زندگی کن. اگه توی ترافیک گیر کردی، ناامید نشو، در دنیا انسانهایی وجود دارن که رانندگی براشون یه رویای دست نیافتنیه. آیا امروز در محل کار، روز خسته کننده ای داشتی؟ به شخصی فکر کن که سالهاست از محل کارش اخراج شده. آیا از اینکه در رابطة عشقیت موفق نبودی ناراحتی؟ به افرادی فکر کن که هیچ گاه نتونستن لذت عشق ورزیدن رو درک کنن و هیچ وقت کسی عاشقشون نبوده. حسرت می خوری که چرا از تعطیلاتت استفاده نکردی؟ به زنی فکر کن که در اتاق زیر پله نشسته، هفت روز هفته، دوازده ساعت در روز کار میکنه، تا غذای بچه هاشو تامین کنه. ماشینت خراب شده و مجبور شدی چندین مایل پیاده بروی، به شخصی فکر کن که فلجه و آرزومند فرصتیه تا بتونه چند قدم راه بره. خودتو تو آینه نگاه کردی و یک موی سپید دیگه پیدا کردی؟ به بیمار سرطانی که تحت شیمی درمانیه فکر کن، اون آرزو داره مویی داشته باشه تا اونو در آینه نگاه کنه. خودتو گیج و سردرگم می بینی، به این می اندیشی که اصلا زندگی برای چیه؟ هدف من چیه؟ شکر گذار باش، کسایی هستن که اینقدر عمر کوتاهی دارن که حتا فرصت فکر کردن به این سوالاتو هرگز پیدا نمی کنن. خودتو قربانی بد اخلاقی، بد خلقی، و بی توجهی دیگران یافته ای؟ بیاد داشته باش که همیشه اوضاع میتواند از این بدتر باشه، خوشحال باش که تو مثل اونها نیستی، این نامه را برای دوستت هم بفرست، شاید بدون اینکه خودت بفهمی، بتونی زندگی اونو هم بهبود بخشی.

از پندهای لقمان حکیم

دو کلمه را هرگز فراموش نکن:

1-خدا را               2-مرگ را

دو کار را همیشه فراموش کن:

1-به کسی خوبی کردی                    2-کسی به تو بدی کرد

خدا هست هنوز.......

گرچه دلگیر تر از دیروزم

گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند

 لیک باور دارم

دلخوشی ها کمنیست

 زندگی باید کرد

زندگی باید کرد

 گاه با یک گل سرخ

 گاه با یک دل تنگ

گاه باید رویید در پس این باران

 گاه باید خندید

بر غمی بی پایین

زندگی باور میخواهد

ان هم از جنس امید

 که اگر سختی راه به تو یک سینی زد

یک امید قلبی به تو میگوید

که خدا هست هنوز

فرق عاشقی ودوست داشتن

دوست داشتن، از عشق برتر است.. عشق، یک جوشش کور است، و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن، پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.
عشق، بیش تر از غریزه
آب می خورد؛ و هر چه از غریزه سر زند، بی ارزش است. و دوست داشتن، از روح طلوع می کند، و تا هر جاکه یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز، همگام با آن اوج می یابد.
عشق، با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها، بر آن اثر می گذارد، اما دوست داشتن، در ورای سن و زمان و مزاج، زندگی می کند و بر آشیانه ی بلندش روز و روزگار را دستی نیست.
عشق، در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس،در نهان یا آشکار، رابطه دارد. اما دوست داشتن چنان در روح غرق است، و جذب زیبایی های روح، که زیبایی های محسوس را به گونه یی دیگر می بیند.   

فاصله

فاصله ها......هیچ وقت تمام نمیشوند......حتی در قصه ها......همیشه می گوییند......یکی بود یکی نبود......انگار هیچ وقت نمیشود......همه باشند......همه با هم......در کنار هم باشند......جایی......زمانی......فاصله ای......چیزی نباشد......تا قصه ها کامل شوند......امان ازاین فاصله ها......! کارگر خسته ای سکه ای از جیب جلیقه ی کهنه اش درآورد تا صدقه دهد ناگهان جمله ای روی صندوق دید و منصرف شد: "صدقه عمر را زیاد میکند"

فقط خدا

ترسی مبهم وجودم را فرا گرفته..... نمیدانم از چه؟ نمیدانم منشا این واهمه از کجاست؟ از کسی است یا از چیزی؟ زمانی که مشکلات رو هستند حداقل دلگرمم که مشکل خود را میدانم. ولی حالا چه؟ حتی نمیتوانم بفهمم در کجای این دنیای بزرگم......! جز بندگان خوب ایزد یا بنده ی گناه کاری که توسط صاحبش پس خورده و به حال خودش رها شده! مهربانم.... اگر نگاهت به من است وهنوز تنهایم نگذاشته ای پس این ترس ناشی از چیست؟ باوجود توکه واهمه معنایی ندارد.....! شاید ترسی است لازم و اجباری که برای ادامه ی زندگی باید وجود داشته باشد! نکند رهایم کنی......! نمیدانم نمیدانم نمیدانم پس اکتفا میکنم به جمله ی "با یاد خدا دل ها ارام میگیرد" ارامم کن با ارامش بی پایان خودت!